محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )
812
تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )
خبر حرب عرب و عجم بر سر ذى قار و سبب اين حرب آن بود كه بر درگاه خسرو پرويز از وقت نوشروان باز و پيش از آن نيز بر در ملوك عجم ترجمانى بودى فيلسوف ، و هر ملكى كه نامه نبشتى به ملك عجم او برخواندى و جواب آن باز كردى . و در عرب مردى بود كه هم زبان تازى دانست و هم زبان پارسى و پيوسته در خدمت پرويز بودى تا چون از ملوك عرب رسولى آمدى يا نامهاى ، او سخن آن رسول بشنيدى و به پارسى مر ملك عجم را ترجمه كردى و نامه را به پارسى برخواندى و جواب كردى . و همچنين از بهر ملك روم و ترك و هندوستان و خزران هر يك را ترجمانى بودى . و اين ترجمان كه از بهر ملوك عرب بود ، او را عدى بن زيد العبادى خواندندى ، و مردى هم از اهل بيت ملك عرب بود و مردى پير بود ، و او را شعرها است بسيار ، و خانومانش به حيره بود ، آنجا كه ملك عرب نشستى ، نعمان بن المنذر . و هر سالى از كسرى سه ماه دستورى خواستى و بيامدى و كدخدايى خويش راست كردى و با نعمان بن المنذر همى بودى و به در كسرى بازگشتى . و از بهر نعمان آنجايگه پايمرديها كردى ، و نعمان او را گرامى كردى و عطاها دادى ، و دير سال بود تا بر در كسرى بود . و پدرش زيد بن ايّوب ترجمان كسرى بود و ترجمان هرمز بوده بود ، و آن كار ايشان را ميراث گشته بود . و او را برادرى بود ابىّ نام ، چون عدى از در كسرى برفتى و به خانه شدى ، آن برادر را به خليفتى خويشتن بگذاشتى . و مردى